حاج ملا هادي السبزواري
163
شرح مثنوى
( ( 3583 ) ) نص وحى روح قدسى دان يقين * و آن قياس عقل جزوى تحت اين ن 560 14 - ك 194 34 نص وحى : يعنى نص وحى است . ( ( 3584 ) ) عقل از جان گشت با ادراك و فر * روح او را كى شود زير نظر ن 560 15 - ك 194 34 عقل از جان : يعنى عقل از جان مستمد است پس چگونه آن و روح القدس كه با او متحد است تحت مىشود يا مساوى . ( ( 3586 ) ) نوح وار ار صدمتى زد در تو روح * گويم و كشتى و كو طوفان نوح ن 560 17 - ك 194 35 ار صدمتى زد : كه الهام باشد و در بعض نسخ صدّقى زد يعنى تصديق وجوديى كرد و كو بحر و يم و كو كشتى و غير ذلك . ( ( 3589 ) ) ز انكه اين نورى كه اندر سافل است * نيست دايم روز و شب او آفل است ن 560 20 - ك 195 1 ز انكه اين نورى : علت است براى دورى نور خور از قرص خور . ( ( 3590 ) ) و آنكه اندر قرص دارد باش و جا * غرقهء آن نور باشد دايما ن 560 21 - ك 195 1 باش و جا : يعنى بودن و جا دارى قرص آيت وجود مرتبه هويت غيبيه است كه مقام كثرت در وحدت و جمع الجمع است و شعاع و نور قرص آيت وجود منبسط كه ظهور هويت غيبيه است و مقام و حدث در كثرتست و سارى در مراتب طوليه و عرضيه است پس غرقه در جمع الجمع كجا و غرقه در مرتبه ظهور كجا و سحب تعيّناتند . ( ( 3592 ) ) اين چنين كس اصلش از افلاك بود * يا مبدّل گشت گر از خاك بود ن 561 1 - ك 195 2 اصلش : چون مويدين به اصل الفطره . يا مبدّل : چون كسانى كه ابدال شدند پس از وجود طبيعى و خلقى . ( ( 3596 ) ) ليك در كه مارهاى پر فنند * اندرين يم ماهيىها مىكنند ن 561 5 - ك 195 4 ماهيىها : ماهيى مصدر وها علامت جمع و اين يم كوهست و به مشاكله يم گفته شده است . ( ( 3598 ) ) و اندرين يم ماهيان پر فنند * مار را از سحر ماهى مىكنند ن 561 7 - ك 195 5